محمد حسن خان اعتماد السلطنه

يادداشت 8

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

توضيحات ذيل مانندى بر اين كتاب الحاق شود . مرحوم محبوبى اين كار سترگ اما اساسى را پذيرفت و سه چهار سالى بر سر آن‌وقت گذاشت و با دقت نظر در متن و مراجعه به اكثر و اهم مراجع عصرى و نگارشهاى بعدى ، يادداشتهايى محققانه فراهم كرد كه انشاى فصيح و استوار آن خواننده را با دلپذيرى و دلكشى به خود جذب مىكند . متأسفانه موقعى كه شركت مذكور از كار بازماند و انتظارى كه به چاپ « المآثر و الآثار » داشتم از ميان رفت مرحوم محبوبى با آن وضع و آن وصف ، آن مقدار يادداشتى را كه فراهم كرده بود به من سپرد و چندانى از آن زمان نگذشت كه او درگذشت و من با اندوه از دست رفتن آن دانشمند در روزگار ماندم تا يادگار خوب عالمانه‌اش به چاپ رسانيده شود . اينك پس از دوازده سال كه او در دل خاك خفته است اين اوراق صورت طبع به خود مىگيرد و دسترسى دوستداران بدان امكان‌پذير مىشود . المآثر و الآثار تأليف كيست ؟ آنچه دربارهء « المآثر و الآثار » و چاپ كنونى آن ضرورت داشت كه مقدمه‌وار گفته شود در چند صفحه يادداشتى كه بر جلد اول نگاشته‌ام گفته شده است ، اما چون نويسنده‌اى به نام « تابناك بزرگ اميد » ( كه تصور نمىكنم نام واقعى باشد و بيشتر به نام قلمى و پوشيده مىماند ) در نشريهء « كتاب شناخت » « * » با عطف توجه به نوشتهء پيشين من در مجلهء راهنماى كتاب ( سال 11 ص 190 ) - كه نوشته بودم « مرحوم اعتماد السلطنه خود در خاطراتش نسبت به كتاب المآثر و الآثار اشاره كرده است كه ديگرى كتاب را نوشته و تدوين كرده بوده است » و تطبيق آن با عبارتى از مقدمه‌ام بر « چهل سال تاريخ ايران » آنجا كه يادآور شده‌ام « من ترديد ندارم كه اعتماد السلطنه از باى بسم الله تا تاى تحت اين كتاب را خوانده و بسيارى از مطالب كتاب را خود نوشته است » ( ص 6 ) تناقض يافته و آن را « توجيه نامطبوعى » دانسته و تصور كرده است كه من خواسته‌ام « نام مؤلف و آفريننده و گردآورندهء اصلى اثر كاملا مسكوت ماند » توضيحى كوتاه را ناگزير مىبينم . روزگارى كه يادداشت مندرج در راهنماى كتاب را مىنوشتم استنادم به نوشتهء اعتماد السلطنه در روزنامهء خاطرات بود - كه پس ازين عين آن را نقل مىكنم - و در آن‌وقت سطر به سطر و كلمه به كلمه « المآثر و الآثار » را نخوانده بودم و به دقائقى كه حكايت از حدود مسؤوليت اعتماد السلطنه نسبت به آن كتاب داشته است توجه نكرده بودم . اما موقعى كه مقدمهء « چهل سال تاريخ ايران » را مىنوشتم موارد و نكاتى را از متن « المآثر و الآثار » بيرون كشيدم و به خوانندگان شناساندم ( ص 6 و 7 مقدمه ) كه بىترديد نمىتواند نوشتهء فردى غير مسؤول چون شيخ مهدى عبد الرب‌آبادى ، آن هم در روزگار سانسور شديد عصر ناصرى باشد . نويسندهء آن انتقاد اگر آن موارد را كه مورد استناد اينجانب است و در آن مقدمه آمده به چشم دقت نگريسته و به عمق مطلب

--> ( * ) از انتشارات كتابخانهء طهورى ( تهران ، 1363 ) . صفحات 111 - 113 .